یک تا دوهفته پس از زایمان غلظت IgG شیر كمتر شده و IgA فراوانترین پادتن شیر مادیان را تشكيل ميدهد. احتمالا حفاظت مستمرموضعی معدی- رودهای برعهده ي IgA ميباشد.
تداخل پادتنهای مادری با واكسيناسيون كرهها
پادتنهای مادری كه از طريق آغوز وارد خون كره شدهاند باعث کاهش پاسخهای ایمنی به واکسیناسیون در کرههای کمتر از 6 ماه ميشوند. اکثریت کرهاسبها در 6 تا 8 ماهگی و بعد از اینکه پادتنهای مادری واقعا ناپدید شده باشند به واکسیناسیون پاسخ مناسب ميدهند. به طور مثال واکسیناسیون دو گروه از کرهاسبها در سنین 12، 16 و 32 هفتگی (گروه اول) و 24، 28 و44 هفتگی (گروه دوم) با واکسن آنفولانزا، منجر به افزایش تولید پادتن قابل سنجش بعد از تزریق سوم در آنها گردید گروه دوم عیار بالاتر و پاسخ با دوامتری را از خود نشان دادند. مشابه آن واکسیناسیون برعلیه آنفولانزا و کزاز در 6 ماهگی افزایش تولید پادتن را بدنبال داشته است درحالیکه اگر واکسیناسیون از سه ماهگی شروع شود نیاز به چندین مرحله تزریق یادآور برای افزایش پادتن دارد. اگرچه غلظتهای بالای پادتنهای مادری می تواند تا اندازهای اثرات تضعیف کننده بر روی تکامل سلولهای B و توليد پادتن در کرههای خیلی جوان برجای بگذارند، بااین حال پاسخ ضعیف به واکسیناسیون در کرهها را میتوان به ناكامل بودن دستگاه ایمنی خود کره نيز ربط داد. اطلاعات موجود نشان میدهند که کرهها میتوانند IgG1 را قبل از تولد و IgG T را کمی بعد از تولد بسازند و غلظت تام سرمی آنها را در 2 تا 3 ماهگی تا حد بالغين افزایش دهند. ازاينرو پاسخ ضعيف به واکسیناسیون در کرههای جوان به نظر ميرسد پیچیده تر از آن است که اين ضعف را فقط بدلیل تداخل پادتنهای مادری با تولید داخلی پادتن توسط کره دانست و موارد ديگري نظير اختلافات در پاسخهای سلولهایT وهمچنين مکانیسمهای ایمنی غیروابسته به سلولهایT کمکی نيز ممكن است در پاسخهاي ايمني کرهها در مقايسه با بالغين مهم باشند.
ایمنی ذاتی
نوتروفیلها از جمله اجزای مهم ایمنیذاتی، توانایی ضعیفتری در بیگانهخواری تا سه هفتگی و کُشندگی در سه ماههی اول زندگی کرهاسبها دارند. بیگانهخواری باکتریها یا قارچها توسط نوتروفیلها نیازمند دریافت مقادیر کافی آغوز و پوشیده شدن(اُپسونیزاسیون) عوامل مذکور توسط پادتن IgG میباشد. در صورتیکه مقدار پادتنIgG b مادری در سرم کرهاسب کاهش یابد، اُپسونیزاسیون و بیگانه خواری نوتروفیلی نيز کاهش مییابد. مطالعات انجام شده در مورد توليد سایتوکاین در پاسخ به محرکهای مختلف در کرهها نسبت به بالغین نشان داده که سلولهای تکهستهای خون محیطی نوزاد اسبها نسبت به همان سلولها در بالغین تولید سایتوکاینهای TGF-β و IL-1α کمتری را از خود نشان میدهند. اما سایتوکاینهای ديگري همچون IL-8, IL-12و IL-23 در كرههاي نوزاد بیشتر و یا مشابه آن در کرههای بزرگتر میباشد. سلولهای ایمنیذاتی نوزادی، مولدهای سایتوکاینی مهمی هستند. در کرههای نوزاد، مقادیر بالایی از IL-4 بوسیلهی بازوفیلها درطی هفتهي اول زندگی تولید میگردد در حالیکه پاسخ سلولهایکمکی Th2 واقعا در این مدت وجود ندارد. اینترلوکین 4 برای القای پاسخهای بلندمدت سلولهای B حافظهای و پادتنهای IgG مورد نیاز میباشد.این موضوع میتواند توضیحی برای تولید پادتنهای IgG1, IgG3 و IgG5 در اوایل زندگی کره باشد. به طورکلی میتوان گفت که(1) سلولهای دستگاه ایمنیذاتی کرهاسبها نظیر سلولهای دندرتیک، بازوفیلها و احتمالا دیگر سلولها ممکن است نقشهای مهم تنظیمی در اوایل زندگی برعهده داشته باشند. (2) مقادیر تام سایتوکاینهای توليد شده باید با احتیاط مورد بررسی قرارگیرد به خاطر اینکه ممکن است با پاسخ های سایتوکاینی بعد از تحریک با آنتیژنهای ویژه ارتباطی نداشته باشند (3) صرف نظر از نابالغ بودن دستگاه ایمنیاکتسابی کرهاسبها، اکثر کرههای گله سالم بوده و به نظر میرسد قادر به پاسخگویی به بعضی عوامل بیماریزا حتی بهتر از بالغین باشند (به طور مثال، بیماری شدید عصبی ایجاد شده توسط هرپسويروس اسبي شماره يك، EHV-1، به ندرت در کرهها دیده میشود).
ایمنی اکتسابی (اختصاصي)
کره اسبها در هنگام تولد از نظر ایمنی نسبت به آنتی ژنهای محیطی مبتدی وبکر (naïve) و فاقد اجزاي ایمنیاکتسابی نظیر پادتنهای مخصوص، سلولهای خاطرهای و کارآمدB و Tمیباشند، از اینرو به میزان زیادی حساس به عوامل بیماریزای تنفسی و رودهای نظیر رودوکوکوساکویی و روتا ویروسها هستند. این عوامل در بالغین معمولابيماريزا نبوده و بعنوان فرصتطلب محسوب ميشوند. پاسخ سلولهای تي(T) و تولید سایتوکاین توسط آنها در کرههاي 3 ماه تا یکساله، ضعیف و با تاخیر انجام میگردد. این سایتوکاینها نقش مهمی را در تنظیم پاسخهای ایمنیاکتسابی برعلیه عوامل بیماریزا و واکسیناسیون بازی میکنند. از نظر فراوانی سلولهای تيکمکی، سلولهای Th1 نسبت به سلولهای Th2در کرهها جمعیت بیشتری داشته به طوریکه، پاسخهای سلولهای Th2را برای مدت زیادی بعد از تولد به زحمت می توان اندازهگیری کرد. تولید اینترفرونگاما (IFN-γ)که در ایمنی نقش مهمی دارد، توسط سلولهای Th1 و یاخته های T سلول کُش چند روز پس از تولد ميتوان اندازهگيري كرد. اين سايتوكاين با افزایش سن به تدریج زیاد میگردد. از طرفی، تولید اینترلوکین 4 (IL-4 ) توسط سلولهای Th2 برای فعال سازی سلولهای بی(B) تولیدکنندهی پادتن، حداقل تا سه ماه پس از تولد تقریبا دیده نمیشود. در بالغین، فعال سازی سلولهای بی توسط سلولهایTh2، مسیر اصلی برای تولید غلظت بالایی از پادتن در پاسخ به واکسیناسیون میباشد، فقدان واقعی این مسیر در کرههای جوان، دلیلی برای توضیح پاسخ ضعیف کرهها به واکسنها در مقایسه با بالغین، ميتواند باشد. سایتوکاینها فقط توسط سلولهای تیکمکی تولید نمیشوند بلکه سلولهای مختلف دستگاهایمنی نیز میتوانند سایتوکاینها را تولید کنند. به طور مثال، اینترفرونگاما توسط سلولهای کمکی Th1، یاخته های سلولکُش، سلولهای ایمنیذاتی نظیر سلولهای کشنده طبیعی (NK) و احتمالا سایر انواع سلولها تولید ميگردد. همینطور اینترلوکین 4 توسط سلولهایکمکی Th2، بازوفیلها و ماستسلهای فعال شده در غلظت بالایی تولید میگردند. اینترلوکین 4 تولید شده از بازوفیلها، احتمالا دارای عمل تحریکایمنی در اوایل زندگی کرهاسب میباشد. صرف نظر از اختلافات مشهود بین پاسخهای ایمنیسلولی مابین کرهاسبها و بالغین، اکثریت کرهاسبها سالم میباشند. این بهآن معناست که دستگاه ایمنی درحال تکامل آنها قادر است که تقریبا به تمامی مخاطرات محیطی پاسخ دهد. بااینحال کرهها به بدلیل نابالغ بودن دستگاهایمنی، به عوامل بیماریزای خاصی نظیر رودوکوکوس اکویی ((Rhodococcusequi و ویروس هرپس نوعیک ((herpesvirus type 1 بیشترآسیب پذیر ميباشند. عفونت به رودوکوکوس اکویی میتواند باعث بیماری تنفسی شدید در بعضی از کره اسبها گردد اما در بالغین که عموما پاسخ بالای اینترفرونگاما را به این پاتوژن فرصتطلب توسط سلولهای Th1 و سلول کُش از خود نشان میدهند، بدون علایم و یا با حداقل علایم بیماری همراه میباشد. بااین حال، سلولهای ایمنیذاتی کرهاسبها نظیر سلولهای شجره ای (dendritic cells) مشتق از منوسیتها، و همچنین سلولهای خون محیطی آنهادر مقایسه با سلولهای بالغین، با افزایش تولید اینترلوکین 12 به عفونت به باکتری رودوکوکوس اکویی بیماریزا پاسخ میدهند.
تولید پادتن در کره اسبها
تولید پادتن در بدن جنين ماديان از داخل رحم شروع میشود. جنین 200 روزهی اسب (طول دوره بارداري اسب حدود 336 روز است) میتواند در صورت مواجهه با آنتیژنها، پادتنهای خنثیکننده تولید نماید. در طی آبستنی، سیستم ایمنی جنین اسب قادر به تولید پادتنهای IgM و IgG1 میباشد بطوريكه این پادتنها در سرم کرهی تازه متولد شده قبل از آغوزخوری قابل شناسایی میباشند. تولید این پادتنها بعد از تولد ادامه میيابد. در آغاز، پادتنهای سرمکره بعد از خوردن آغوز عمدتا همان پادتنهای مادری آغوز می باشد. بعدا غلظت پادتنهای مادری بدلیل مصرف و استحاله شدن کاهش مییابند. به محض اینکه غلظت تام پادتنهای کرهاسب كاهش مییابد تولید IgG خودی توسط كره، افزایش مییابد. زمان دقيق اين افزايش به استثناء IgG1 که از قبل از تولد شروع می شود مشخص نیست. توليد (IgG4/7)IgG b از 4 تا 5 ماهگي شروع و به آهستگی در طی سال اول زندگی افزایش مییابد. این پادتن در سرم اسبهای بالغ بالاترین غلظت را دارا میباشد. تولید پادتنهای IgG1, (IgG3/5) IgG T و IgA از 5 تا 8 هفتگی در سرم كره قابل ردیابی بوده به طوریکه مقدار IgG1 در طی دو تا سه ماه زياد ميگردد. پادتن IgE نبز در داخل آغوز وجود دارد و کمی بعد از خوردن آغوز در سرم و بر روی لکوسیتهای نوزاد اسب قابل شناسایی میباشد. به طور كلي، ساخت IgG1 قبل از تولد، IgG T و IgA کمی بعد از تولد و IgG b در حدود 5 هفتگی شروع میگردد. كرهاسبها در مقايسه با اسبهای بالغ، در ساخت پادتنهایIgM, IgG1, IgG3, IgG5 و IgA کاملا توانمند، اما در توليد پادتنهای IgG bو IgE در حالت وقفه یا کاهش یافته هستند. آنها عیار پادتنی ناچیزی را متعاقب واکسیناسیون با واکسنهای مجاز اسبهای بالغ از خود نشان می دهند.
از شیرگیری و دستگاه ایمنی
در زمان از شیرگیری، کرهاسبها نهتنها از مادرانشان جدا میشوند بلکه غالبا دچار تغییرات اجتماعی، محیطزندگی و غذا نيز میشوند. اين عوامل که بسیار استرسزا هستند، باعث افزايش کورتیزول پلاسمای خون آنها میشود. به طورکلی، کرههایی که به طور ناگهانی از شیرگیری میشوند تولید یکسری سایتوکانها از جمله اینترفرونگاما و پاسخهای ایمنیسلولی در آنها کاهش مییابد که اینامر به نوبهی خود موجب افزایش حساسیت به بیماریهای عفونی در زمان از شیرگیری آنها میگردد.
نتیجه گیری
کرههای نوزاد پادتنها، سلولهایتی و سایتوکاینها را از طریق خوردن آغوز مادرشان دریافت میکنند. خوردن آغوز برای سلامتی دورهی نوزادی و احتمالا بعنوان آغازگر تکامل دستگاهایمنی بعد از تولد لازم میباشد. کرهی نوزاد و بکر با وجود دستگاهایمنی مستعد، با بسیاری از عواملمحیطی تحریککننده مواجه بوده و باید پاسخهایایمنی خودش را نسبت به آنها تنظیم کند. اینکه عامل مهاجم دوست است یا دشمن، کم خطر است یا بیماریزا، آنرا باید تحمل کند یا حذف نماید را باید تشخیص دهد. فهم اینکه ایمنی کرهاسبها با بالغین متفاوت است و توجه به اینکه چه مکانیسم های خاصی از ایمنی توسط کرهها استفاده میگردد به ما برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای عفونی در بدو تولد کره کمک خواهد کرد.
نویسنده : دكتر محمدحسن متدين عضو هيات علمي بخش سرمهاي درماني مؤسسه تحقيقات واکسن و سرمسازي رازي سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج
گروه علمی داتلیکس